یک آن همه چی نابود شد! می فهمی؟ حسش کردی؟ نابودی رو میگم!
هیچوقت تو چشمام نگاه نکردی. این قدر سیاهن که چیزی معلوم نیست، اما نابودی توش موج میزنه. هرروز اون قدر جلو چشمات خندیدم که حتی خودمم باورم شد که انگار نیست شدن لااقل برای من نیست.
دلم گرفت وقتی دیدم نابود شدم و تو با تلخی تمام می خندی. دود سیگار من را به کافه های خلوت با تو می برد. چشمانم را می بندم این بار کامل تباهی را برایت هجی می کنم اما باز می خندی. تو که می خندی باز هم به نابودی فکر میکنم.به ثانیه های یکی شدن های بی ثمر، به جاده های لعنتی بین ما، به نفس هایم
دیگر چشمهایم برق ندارند.امروز هم باز یکی از آن روز هاست، یک قدم دیگر تا نابودی ام برداشتم. باز هم خنده ات دیوانه ام میکند. بزرگ شدن درد است. من این درد را دوست دارم....
ببین تو رو خنده های تلخ اون به نابودی میکشونه...یه عده هستن همینجوری دارن به نابودی میرسن....
نمیدونم چرا این رو گفتم...
سلام سحر مهربون من !

چه قدر دلم واست تنگ شده بود عزیزم
چه شکلکای خوشملی !!!!!!
ببخش
وبمو عوض کردم اما یادم رفت خبرت کنم ...
ببخشید ...
اونجا بیا از این به بعد ...
منتظرتم
دارم تباهی را برایشان هجی می کنم فقط ..
salam
kheyli ghashang bood
سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد تندیس زیبایی نخواهد شد تو یک بار فرصت داری از وجودت تندیس بسازی پس از ضربه های تیشه خسته نشو
نابودی...
نا بودن
و من در میان خنده های بی خیال همراه دود سیگار به آسمان رفتم و از نظر محو شدم......
محو و دور...انقدر دور که حتی فریاد هایم را میان درد محو شدن نشنیدی..
همه چی نابود شد !
گاهی حتی نابودی رو هم ترجیح میدم ...
به یک فراخوانش دعوتید
شب در چشمان من است ... به سیاهی چشم هایم نگاه کن !
روز در چشمان من است ... به سفیدی چشم هایم نگاه کن !
شب و روز در چشمان من است ... به چشم هایم نگاه کن !!
""" پلک اگر فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت """
زود بزرگ شدن،درد بیشتری دارد.
آنشرلی خسته نمیشه
دو ساله می نویسه
شما می بندید
وبلاگ و فیل..تر کنید
اخبار رو برعکس کنید
مردم و منحرف کنید
اغت..شاش رو سرکوب کنید
با این افکار مغتشش چه می کنید؟
اینجام http://cupid90.blogfa.com
چه دل پری داری.
همه چیز داری برای نویسنده بودن!
معرکه ای
نظر لطفته
رفیق خیلی وقته نیستی